سایت آزمون دکتری ( Phd Azmoon.Net )  آزمون دکتری ۹۳-۹۴ : بن بست آزمون دکتری از اجرا تا واقعیت با اعلام تغییرات در آزمون دکتری ۹۳ و آزمون دکتری ۹۴ توسط سازمان سنجش کلید خورد.
یکی از پر بحث ترین مسائل چند سال اخیر در حوزه آموزش عالی بحث کنکور دکتری می باشد جالب این که علیرغم گذشت چند سال از برگزاری اولین کنکور دکتری هنوز سازمان سنجش به شیوه مشخصی جهت برگزاری این آزمون دست نیافته است. سازمان سنجش همانند دیگر سازمان های ایرانی از روش آزمایش وخطا برای رسیدن به یک هدف مشخص استفاده می نماید لازمه این روش وجود فیدبک های قوی در بررسی دقیق نتایج حاصله از هر مرحله بوسیله کارشناسان و عوامل موجود در سیستم و انتخاب شیوه جدید می باشد اما سازمان سنجش یک سیستم کاملا ایزوله می باشد که هیچ ارتباطی با دنیای خارج از خودش ندارد تمامی تلفن های این سازمان به صورت گویا و یک طرفه می باشند و سایت این سازمان نیز اصلا قسمت نظرسنجی یا ارائه نظرات ندارد گویا روسای این سازمان از تمامی دیگر افراد بهتر می فهمند.
جالب تر اینکه حتی روسای این سازمان در مسیر انتخاب روش بهینه از طریق آزمایش وخطا توان استفاده از تجارب مدیران قبلی خود را نیز ندارند به عنوان نمونه در ارتباط با یکی از کلیدی ترین بحث های کنکور دکتری یعنی ضریب دعوت به مصاحبه در سال گذشته خود آقایان نیز اعتراف کردند که سیستم به این شکل اشتباه بوده وخود شخص سرور الدین ، رییس سنجش استعفا داد یا به نوعی برکنار شد وی در سال۹۰ نفر ضریب دعوت به مصاحبه را شش تا هفت برابر ظرفیت هر کد رشته در نظر گرفت با توجه به اینکه در آن سال نتایج نهایی عجیب وغریب شد وی برای سال۹۱ مجبور شد ظرفیت دعوت به مصاحبه را از هفت به سه کاهش دهد اما با این ضریب هم نتایج سال ۹۱ وحشتناک بود به طوریکه در هر رشته حداقل یک نفر رتبه زیر ده در کنکور دکتری حذف شد به عنوان نمونه رتبه پنج وشش در اقتصاد ،سه در معدن و…..به همین دلیل خودش استعفا داد تا پایانی باشد بر یک تصمیم سطحی و کارشناسی نشده اما رییس جدید دقیقا از همان نقطه شروع سرور الدین شروع کرد یعنی متاسفانه وی به جای استفاده از تجربیات رییس قبلی در انتخاب ضریب دعوت به مصاحبه مجددا روش دعوت فله ای به مصاحبه را اتخاذ نمود.
این قسمت که شاید بدترین محور جنگ نیزمی باشد همان قسمت مصاحبه است جایی که شما قرار است توانایی های خود را اثبات نمایید. در کنکور سال گذشته(۹۱) هر نمره مصاحبه معادل ۲۰۰ نمره تراز کتبی بود(!) (نمره کتبی در تراز ۱۰۰۰۰ و نمره مصاحبه بین صفر تا صد می باشد بنابراین با توجه به ضریب دو مصاحبه هر نمره مصاحبه معادل دویست نمره ترازکتبی می شد جالب اینکه شاید حداکثر اختلاف نمرات تراز کتبی افرادی که به یک کد رشته دعوت می گردند تقریبا۱۰۰۰ نمره باشند یعنی اختلاف ۵ نمره مصاحبه برای سرنگونی نفر اول در مقابل نفر آخر وارد شده برای مصاحبه در یک کد رشته کافی بود اما از آنجاییکه اساتید دیدشان از مصاحبه و کتبی همانند دروس املا وانشا بود که یکی ضریب دو ودیگری ضریب یک داشت از ترس اینکه نکند دانشجویان مورد نظر آنها قبول نشود ورتبه های بالا قبول شوند برای دانشجویان رتبه بالا نمرات مصاحبه عجیب وغریب رد می کردند، در حالی که اگر این اساتید قدرت تحلیل بالایی داشتندمی دانستند که ۵ نمره اختلاف در مصاحبه بدین منظور کافی است ونیازی به نمرات صفر، زیر ده و یا غیبت وهمچنین اختلاف بالای ۵۰ نمره بین دانشجویان آنگونه که در عمل اتفاق افتاد نبود). اما خود سازمان سنجش که به آمارها دسترسی داشت صرفا بعد از جمع بندی نمرات دقیقا دو روز قبل از اعلام نتایج به اشتباه بودن این سیستم پی برد که شاید مقداری دیر شده بود نتایج نهایی آن سال آنقدر عجیب شد که یکی از معاونان سازمان مغرور سنجش خود در گفتگو با ایسنا در ۱۹ شهریور با اعتراف به این مساله از تاخیر یک هفته ای در اعلام نتایج خبر داد اگر چه این فاصله یک هفته ای (تا ۲۶ شهریور) برای تصحیح اشتباه کافی نبود وخیلی از رتبه های بالا درکنکور دکتری با درج غیبت ویا صفر در مصاحبه رد شدند ویا در اولویت های آخر خود پذیرش شدند.
به همین دلیل مدیران این سازمان در اولین اقدام در کنکور دکتری سال ۹۲ دست به تصحیح ضریب مصاحبه نسبت به کتبی زدندکه واکنش برخی از روسای دانشگاهها را در پی داشت مثلا رییس دانشگاه صنعتی شریف در ۲۷ آبان در یک مصاحبه ضمن انتقاد شدید از این مسئله به صراحت اعلام نمود خودمان آنقدر ضرایب را تغییر خواهیم داد که آن کسی که می خواهیم پذیرفته شود جالب است که وی حتی نقش حداقلی آزمون کتبی در رتبه بندی توان علمی داوطلبین را قبول نداشت به گونه ای که در ادبیات وی ودیگرمنتقدین نوعی توهین به رتبه های بالای آزمون کتبی دکتری وجود داشت. همچنین معاون آموزشی دانشگاه تهران و روسای برخی دیگر از دانشگاهها مانند علامه نیز به این روند اعتراض نمودند در حالی که اگر مقداری واقع بینانه به این قضیه نگاه کنیم دلایل این تصمیم سنجش واضح می شود در اینجا ما برای توضیح و ساده شدن قضیه نمرات نهایی را در تراز شصت وارد می کنیم یعنی فرض می کنیم نمره کتبی ۲۰ نمره ومصاحبه ۴۰ نمره داشت (با توجه به ضریب دومصاحبه نسبت به نمره کتبی)حال از آنجاییکه که افراد دعوت شده به مصاحبه در هر کد رشته نهایتا در حدود هزار نمره اختلاف تراز دارند (حتی اگر ما فرض کنیم حداکثر اختلاف بین افراد دعوت شده بیشتر هم باشد تاثیری در کلیت قضیه نمی کند زیرا نمره تراز کتبی به صورت پیش نیاز ورود به مرحله مصاحبه عمل می کندو ثابت است واین نمره مصاحبه است که تراز می شود) ، اختلاف نمرات افراد وارد شده به مصاحبه فقط دو نمره از ۶۰ نمره بود (مثلا فرد دارای تراز ۶۰۰۰ نمره ۱۲از بیست وتراز ۷۰۰۰نمره ۱۴ از بیست می شود یعنی در هنگام ورود به مصاحبه اختلاف بین نفر اول ونفر آخر دعوت شده به مصاحبه ۲ نمره است و ۴۰ نمره باقیمانده که مربوط به مصاحبه است در دست دانشگاهها بود که اساتید می توانستند برای دانشجو زیر یک، صفر، یا حتی علیرغم حضور دانشجو درمصاحبه برای وی غیبت رد نمایند امری که در عمل اتفاق افتاد و حتی برخی مانند رییس دانشگاه شریف در مصاحبه هایشان به این روند افتخار نمودند.

اینکه این دانشگاهها هیچگاه مورد باز خواست هم قرار نمی گیرند به عبارت دیگر در نبود نظارت وبازخواست از مصاحبه کننده ضریب واقعی برای افراد وارد شده به مصاحبه بیست به یک بود نه دو به یک (چهل نمره مصاحبه در دست اساتیددر مقابل دو نمره اختلاف تراز کتبی افراد دعوت شده به مصاحبه که مستقیما در دست خود دانشجو است)مگر اینکه فرض نماییم بر روند مصاحبه دکتری نظارتی وجود دارد و یا اساتید برای نمره هایشان مورد بازخواست قرار می گیرند چیزی که در عمل وجود نداشت و ندارد و کسی به دانشگاهها برای غیبتها و صفرهایشان ایراد نخواهد گرفت وآنها را مورد بازخواست قرار نخواهد داد.از اینجا می توان به بیمار بودن سیستم دو به یک و کلا مصاحبه دکتری پی برد از سوی دیگر واکنش برخی از روسای دانشگاهها نسبت به تغییر ضرایب در آن زمان نشان از ناآگاهی آنها نسبت به واقعیت نمرات و عدم تحلیل دقیق این ضرایب داشت . حتی با وجود تغییر ضرایب از (دو به یک) به (یک به یک) هنوز نیز فقط دو نمره مربوط به دانشجو در جلسه مصاحبه و بیست نمره در اختیار اساتید است(برمبنای تراز ۴۰شامل بیست نمره مصاحبه وبیست نمره تراز کتبی) به عبارت دیگربا شیوه جدیداگر چه هر نمره مصاحبه معادل ۱۰۰ نمره تراز کتبی است(!) اما به دلیل عمل نمودن نمره مصاحبه بعد از انتخاب افراد با اختلاف محدود تراز کتبی برای یک کد رشته این نسبت به هزار می رسد(!!) یعنی هر نمره مصاحبه عملا ودر واقعیت معادل هزار نمره تراز کتبی است و ضریب واقعی تاثیر مصاحبه وکتبی اکنون نیز عملا ده به یک است. بنابراین تراز کتبی به خودی خود هیچ نقشی در پذیرش نهایی ندارد اگر چه صرفا به عنوان معیاری برای وارد شدن به مرحله مصاحبه و دعوت برای هر کد رشته مورد نیاز است ولی بعد از ان دیگر کارکرد خود را از دست می دهد به همین دلیل است که کنکور دکتری بیشتر یک امر سلیقه ای است تا بحث راجع به توان علمی افراد یعنی عملا گفتمان غالب بر کنکور دکتری انتخاب است تا رقابت. مثلا خود بنده در سال گذشته در رشته اقتصاد اسلامی علامه دعوت به مصاحبه شدم من در بین پانزده نفر دعوت شده به لحاظ رتبه کتبی وتراز نفر اول بودم جالب اینکه من در نهایت پذیرفته نشدم ولی افرادی که در آنجا پذیرفته شدنداگر چه رتبه هایشان چند برابر من بود و در آن مقطع مانند من مقاله ای نداشتند و نمی دانم الان مقاله ای دارند یا نه ولی امسال در حال تبدیل شدن به عضو هیات علمی علامه بودند که می توان اسامی آنها را در لیست لو رفته مربوط به استخدامی صد نفرهیات علمی علامه که هفته پیش منتشر شد یافت.به عبارت دیگر من در حال رقابت با اعضای هیات علمی آینده علامه بودم روشن بود که نتایج چه باید باشد(!).حتی اگر فرض قانونمندی و نظارت کامل بر مصاحبه را نیز بپذیریم باز مصاحبه در کلیت خود امری سلیقه ای است برای روشن شدن قضیه به بارم بندی نمره مصاحبه حضوری که قسمت اصلی مصاحبه است نگاهی می اندازیم در زیر موارد جدول بارم بندی پیشنهادی سازمان سنجش در سال ۹۰ به دانشگاهها برای مصاحبه دکتری را آورده ایم براساس این جدول که نحوه محاسبه حضوری نمره اکثردانشگاهها تقریبا بر مبنای آن می باشد در غیاب نظر استاد راهنما هر کدام از گزینه های دیگر۵ نمره دارند که مجموع آنها ۳۰ نمره میشود.این بارم بندی به شکل زیر می باشد.

۱-تسلط علمی داوطلب ۲- وسعت نظر، نوآوری و کارآفرینی ۳- توانایی داوطلب در تجزیه و تحلیل مسائل و پاسخگویی به سوالات ۴-تعهد داوطلب در همکاری با دانشکده و حضور تمام وقت ۵- شخصیت، متانت، نحوه تعامل و قدرت ایجاد ارتباط و برازندگی۶-نگرش و اطلاعات فناوری صنعتی

همانگونه که از تمامی بندهای بخش فوق مشخص می باشد تقریبا تمامی موارد این بخش سلیقه ای است. به عنوان نمونه اگر دو نفر با تراز ۶۰۰۱ و ۷۰۰۰ به عنوان نفر اول ونفر آخر وارد مصاحبه برای یک کد رشته شوند و هر دو از همه نظر با یکدیگر برابر باشند برای قبولی اولی در آزمون سال ۹۱ می توان به اولی از برازندگی ویا به عبارت دیگر خوش تیپی صفر وبه دومی ۵ داد با این شیوه نفر اول پذیرفته و نفر دوم رد می شود (این ۵ نمره معادل ۱۰۰۰نمره تراز کتبی است که به راحتی اختلاف تراز ۹۹۹نمره تراز کتبی(!!!) راجبران می کرد مثلا فرض کنیم هر دو در مجموع نمرات مصاحبه غیر از بند ۵ نمره ۴۰ بگیرند با احتساب ۵ نمره برای بند ۵ نمره مصاحبه اولی ۴۵ و نمره دومی ۴۰ می شود که در نتیجه نمره نهایی آنها نیز به ترتیب ۳۳۳/۵۰۰۰و۵۰۰۰خواهد بود)به همین راحتی. اما از آنجاییکه خیلی از افراد اشتباها مصاحبه را معادل مقاله می دانند همواره از مصاحبه دفاع نموده اند در حالیکه مصاحبه به صورت نظارت نشده دقیقا پای رانت و خیلی از مسائل را به حوزه سنجش توان علمی افراد باز می نماید و جالب اینکه سیاستهای اشتباه سنجش راه را برای این بی عدالتی هموارتر می نماید من قاطعا اعتقاد دارم هیچکس با سنجش مقالات به عنوان معیاری برای توانایی افراد مشکلی ندارد ولی تجربه من در این دو سال نشان داد که این نگرش خیلی مسخره تر از آن است که کسی بخواهد از آن در واقعیت فعلی مصاحبه دکتری در دانشگاهها دفاع نماید.
این در حالی است که ابراهیم خدایی امروز از بدون تغییر بودن وزن آزمون کتبی در آزمون دکتری ۹۳ و نیز افزایش اختیار دانشگاه ها در آزمون دکتری ۹۴ خبر داد و نشانگر این است که سازمان سنجش یک سیستم کاملا ایزوله می باشد و هیچ ارتباطی با دنیای خارج از خودش ندارد گویا روسای این سازمان از تمامی دیگر افراد بهتر می فهمند و با این کار نظرسنجی خود را که حاکی از رضایت ۷۵درصدی از آزمون دکتری سال ۹۲ بود را زیر سوال میبرند.
امید است جناب توفیقی عجولانه تصمیم نگیرند و از طریق گماردن یک شخص کاردان خارج از فضای این سازمان به عنوان رییس سازمان سجش ، زمینه را برای عدالت محور شدن برنامه های سنجش تواناییهای افراد در آزمون دکتری ودیگر آزمونها فراهم نماید .

سایت آزمون دکتری : www.PhdAzmoon.Net

عضویت در خبرنامه پی اچ دی آزمون