قائمی نیاسایت آزمون دکتری ( www.PhdAzmoon.Net ) – عضو هیئت‌ علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی گفت: اگر می‌خواهیم علوم انسانی اسلامی داشته باشیم، محوریت باید کتاب و سنت باشد و علوم انسانی هم باید در این بازسازی با کتاب و سنت همکاری کند.

به گزارش پی اچ دی آزمون به نقل از خبرنگار مهر، حجت‌الاسلام علیرضا قائمی‌نیا عصر چهارشنبه در پیش نشست همایش علوم انسانی قرآن بنیان که در مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه خواهران برگزار شد، اظهار داشت: مسئله علوم انسانی لزوما منحصر به انقلاب اسلامی نیست و ریشه تاریخی دارد، بنابراین نباید نگاه سیاسی به این مسئله داشت.

وی تصریح کرد: پیدایش علوم انسانی در اثر تغییر و تحولات معرفتی و فلسفی در غرب بوده است که پس از خودبنیادی عقل بشر پدید آمده است. غرب جدید بر اساس غیاب خدا شکل گرفته است.

این استاد دانشگاه، انسان شناسی را اساس علوم انسانی جدید دانست و افزود: تمایز اصلی انسان از حیوانات این است که در انسان تنوع فرهنگی، اقتصادی، زبانی و… وجود دارد که در انسان‌شناسی این تنوع‌ها بررسی می‌شود.

عضو هیئت‌ علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی تاکید کرد: انسان‌شناسی دانش تنوع بشر است و پایه نظری علوم انسانی دیگر را تدارک می‌بیند. نگاهی که در انسان شناسی وجود دارد این است که انسان را نمی‌شود فارغ از جامعه‌ای که وجود دارد تحلیل کرد.

قائمی‌نیا افزود: در قدیم، علوم انسانی ایالت‌هایی از فلسفه بودند اما در دوره جدید علوم انسانی مستقل شده‌اند و تلاش بنیانگذاران علوم انسانی این بود که تا جایی که ممکن است بحث های فلسفی از این علوم جدا شود.

وی گفت: با یک نگاه انتقادی و تغییر و تحول تدریجی باید سراغ این علوم رفت و به صورت معقولانه نظریاتی که در این علوم هست را به نقد کشید. این علوم تا حدی ماهیت غیردینی دارند و در مواردی با مبانی دینی تعارض پیدا می‌کنند.

محوریت اسلامی سازی علوم انسانی

عضو هیئت‌ علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با نقد نظریه برخی حوزویان که محوریت علوم انسانی را در فلسفه اسلامی می‌دانند اظهار کرد: اگر می‌خواهیم علوم انسانی اسلامی داشته باشیم، محوریت باید کتاب و سنت باشد و علوم انسانی هم باید در این بازسازی با کتاب و سنت همکاری کند.

وی گفت: قرآن و سنت قطعی، مرکز و محور تفکر اسلامی است و اندیشه‌های جدید باید نسبت خودشان را با کتاب و سنت آشکار کنند و نشان دهند تا کجا می‌توانند در پرتو قرآن و سنت می‌توانند به حیات خود ادامه دهند.

این استاد دانشگاه با طرح این سئوال که در علوم انسانی چه ماجرایی رخ داده که این افراد می‌خواهند از فلسفه شروع کنند تا علوم انسانی را تغییر دهند؟ تاکید کرد: اتفاقی که در صحنه رایج علم رخ می‌دهد این است که دانشمند با ذهنیت خاصی وارد حوزه علم می‌شود و فرضیه‌های خودش را مشخص می‌کند. یعنی اول با مسئله مواجه می‌شود و بعد فرضیه مطرح می‌کند و سپس آن را آزمون می‌کند.

قائمی‌نیا افزود: مسیری که در علم می‌بینیم هیچ گاه از فلسفه مستقیما به سمت تئوری نیست. در علوم، فلسفه کمرنگ می‌شود و به واسطه آن تئوری‌هایی مطرح می‌شود بنابراین هیچ دانشمندی اول به فلسفه خودش توجه نداشته است.

به گفته وی، فاصله میان مبادی و مبانی فلسفی و تئوری‌ها مسیر نزدیکی نیست که از چند مبنا به یک تئوری رسید.

وی در تحلیل معرفت شناختی علم تاکید کرد: نحوه عمل کتاب و سنت در تفکر اسلامی بسیار پیچیده است و نحوه حضورش نیاز به تحلیل معرفت شناختی دارد.

عضو هیئت‌ علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با تشریح نظریه شبکه معرفت دینی به سه دیدگاه مبناگرایی، دیدگاه انسجام بخشی و دیدگاه کل گرایی اشاره کرد و افزود: نگاه کل گرایانه و شبکه‌ای به معرفت مشخص می کند که جایگاه علوم انسانی را بدانیم.

وی گفت: تمام نسبت‌هایی که در معرفت شناسی جدید مورد بحث قرار گرفته، در حوزه علوم انسانی و نسبت آن با قرآن و سنت امکان پذیر است اما نباید به این معنا گرفت که همان طور که قرآن وحیانی است علم هم وحیانی است.

قائمی‌نیا تاکید کرد: کتاب و سنت همواره نظارت از نزدیک به علوم ندارند. در اینجا خلاقیت دانشمند مهم است.