FERDOSI.jpg

سایت‌‌آزمون‌دکتری‌ ( www.PhdAzmoon.Net ) –  معاون فرهنگی و اجتماعی دانشگاه فردوسی با اشاره به موانع ایجاد وحدت بین حوزه و دانشگاه اظهار کرد: ناهمترازی بین علوم دینی و علوم جدید مانع اصلی وحدت حوزه و دانشگاه است.

به گزارش پی اچ دی آزمون به نقل از خبرنگار دانشگاهی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)- منطقه خراسان، دکتر علی یوسفی با حضور در این خبرگزاری با بیان اینکه بخشی از موانع تقریب و نزدیک شدن حوزه و دانشگاه به این واقعیت بازمی‌گردد که از نظر تاریخی این جدایی بین علم دینی و علم جدید را تجربه کرده‌ایم، گفت: با وقوع انقلاب اسلامی این تفکر دینی غلبه بیشتری پیدا کرد یعنی نوعی نهادسازی صورت گرفت و حکومتی بر پایه دریافت‌های دینی به وجود آمد. بنابراین انقلاب اسلامی به غلبه تفکر دینی انجامیده است.

وی ادامه داد: در واقع تفسیرهای دینی و ماخوذ از دین بر سایر تفسیرها غلبه پیدا کرد. جمهوری اسلامی نیز این نگاه را تقویت کرده است یعنی تفکر دینی با یک نیرو و قدرت سیاسی آمیخته شده و این مساله حوزه را در یک موقعیتی برتری نسبت به دانشگاه قرار داده است.

یوسفی با بیان اینکه حوزه و دانشگاه در کشور ما در یک موضع واحد قرار نداشته و همتراز با یکدیگر نیستند، تصریح کرد: این تقویت موضع دینی، موضع علم جدید را مغلوبه کرده است لذا آن تفکر بر فضای مراکز علمی و دانشگاهی سایه انداخته است.

معاون فرهنگی و اجتماعی دانشگاه فردوسی اضافه کرد: این وضعیت خود می‌تواند مانعی برای تقریب و نزدیک شدن دیدگاه‌های بین حوزه و دانشگاه باشد چون با دو موقعیت ناهمتراز مواجه هستیم. اگر حوزه و دانشگاه بخواهند همگرا شوند باید در وهله اول خود را هم‌عرض یکدیگر تعریف کنند. مقام سروری که حوزه بر دانشگاه پس از انقلاب اسلامی مانعی برای این همکاری است.

یوسفی با تاکید بر لزوم همترازی بین جایگاه حوزه و دانشگاه، آن را عامل همکاری و پویایی این دو عرصه دانست و گفت: لازمه این وحدت قبول همترازی هر دو موقعیت است. یعنی همانقدر که علوم دینی اهمیت دارند، علوم جدید نیز از آن اهمیت بهره‌مند باشند.

وی خاطرنشان کرد: اندیشه و نظر در شرایط همترازی یکدیگر را تقویت می‌کنند چون در وضعیت یکسان «فکر» مطرح است نه «امر». یعنی افکار اگر در موقعیتی همتراز با هم تضارب داشته باشند، می‌توانند به یکدیگر نزدیک شوند اما اگر ناهمترازی باشد، امر و اجبار بوجود می اید و این خود مخل تفکر و اندیشه است.

یوسفی تاکید کرد: باید در یک اصلاح ساختاری ، حوزه و دانشگاه همتراز و هم‌عرض یکدیگر قرار گرفته و ارزش‌گذاری شوند. آن زمان است که بر حسب این همترازی بین این علم دینی و علم جدید گفت‌وگوها صورت می گیرد و پیوند این دو تقویت خواهد شد.

عضو هیات علمی دانشگاه فردوسی در مورد اینکه چه میزان برای ایجاد این وحدت حرکت شده است، گفت: چون اراده خود رهبران مذهبی و عالمان جامعه به ایجاد این نزدیکی است، آن‌ها باید برای مساله ناهمترازی حوزه و دانشگاه چاره‌ اندیشی کنند و علوم جدید و دانشگاه را از این موقعیت مغلوبه خارج کنند. امروز حوزه موقعیت ارشادی و سروری پیدا کرده و برای تقریب حوزه و دانشگاه باید موقعیت این دو همتراز گردد.

یوسفی با اشاره به آسیب‌های ناهمترازی حوزه و دانشگاه تصریح کرد: برای نزدیکی حوزه و دانشگاه ، اراده ملی لازم است و در واقع ما ناگزیر از همکاری و نزدیکی این دو و به رسمیت شناختن علم جدید و موقعیت دانشگاه در کشور هستیم. نادیده گرفتن این واقعیت برای پیشرفت جامعه بسیار خسارت بار است و من فکر می کنم نتیجه درازمدت آن این نادیده انگاری به ضرر دیانت و باعث به حاشیه رفتن اندیشه دینی و جداشدن شدن آن از عرصه سیاست و اجتماع خواهد بود .

وی در بخش دیگری از این گفت‌وگو با اشاره به نامگذاری این روز به عنوان روز وحدت حوزه و دانشگاه اظهار کرد: این روز مصادف با روز شهادت آیت‌الله محمد مفتح است که در سال ۵۸ توسط گروهی افراطی شهید می‌شود. وی یک روحانی برجسته بود که در دانشکده الهیات تهران حضور داشت و هم یک فعال حوزوی و هم یک فعال دانشگاهی بود.

معاون فرهنگی و اجتماعی دانشگاه فردوسی با بیان اینکه شهادت وی فرصتی برای بازخوانی تفکیک بین حوزه و دانشگاه و اینکه این دو نهاد مسیر جداگانه‌ای را طی می‌کنند، ایجاد کرد، خاطرنشان کرد: جدایی حوزه و دانشگاه و علم دینی از علم جدید آثار زیادی برای جامعه و آینده فرهنگی جامعه می‌تواند ایجاد کند؛ این در شرایطی است که این دو به شدت به یکدیگر نیاز دارند. این جدایی برای جامعه خسارت‌بار است.

یوسفی بیان کرد: تلقی‌های مختلفی هم از وحدت حوزه و دانشگاه به عمل آمده و لذا می‌توان در مورد اینکه این وحدت به چه معنا می‌تواند تلقی شود و چه اقداماتی باید برای آن صورت گیرد، نظر داد.

عضو هیات علمی دانشگاه فردوسی با اشاره به نخستین دیدگاه‌ها از ایجاد وحدت بین حوزه و دانشگاه، عنوان کرد: تلقی اولیه از وحدت این است که نوعی ادغام صورت گیرد و این دو یکی شوند. البته این تلقی خیلی دقیق نیست اگرچه در خود کلمه وحدت این معنا وجود دارد اما احتمالا منظور بانیان این مساله یکی شدن نبوده است. در حقیقت امکان‌ناپذیر است که این دو یکی بشوند. این مساله بیشتر به معنای همسو شدن، هم‌جهت شدن و تلاش برای رسیدن به یک هدف مشترک بوده یعنی همسویی در هدف و جهت‌گیری مورد نظر بوده و هست.

وی اضافه کرد: به تعبیر مقام معظم رهبری هر کدام مسیر و ابزار و روش و منش خاص خود را داشته و به جای هم نیز نمی‌توانند قرار گیرند، منتها اینکه این دو نهاد در یک مسیر تعریف شوند و هدف‌گیری مشترکی داشته باشند، کاملا شدنی است. اگر ما بخواهیم یک جامعه پیشرفته و بالنده داشته باشیم، این دو نهال علمی می‌باید هم‌جهت با هم حرکت کرده و جامعه را هم از نظر علم جدید و علم دینی تغذیه کنند.

یوسفی با بیان اینکه تلقی واقعی‌تر و شدنی‌تر از وحدت حوزه و دانشگاه قرابت علوم دینی و علوم جدید است، خاطرنشان کرد: یعنی اینکه ما چگونه بتوانیم هم از منابع دینی برای توسعه علم و دانش استفاده کنیم و همزمان از منابع و ماخذ دانش‌های نوین این استفاده را داشته باشیم.

وی با ارائه تعریفی واقعی از آنچه که به عنوان وحدت بین حوزه و دانشگاه می‌توان داد، گفت: آمیختن دانش و علم نوین با علم دینی و ماخوذ از منابع دینی می‌تواند یک تعریف و تلقی واقعی‌تر از وحد حوزه و دانشگاه باشد. در واقع وحدت حوزه و دانشگاه یعنی آمیختگی و همگرایی میان علوم جدید و دینی که از دو منبع جداگانه بوده اما در عین حال در یک چارچوب معین به هم متصل شوند.

معاون فرهنگی و اجتماعی دانشگاه فردوسی بیان کرد: حوزه و دانشگاه از منابع متفاوتی دانش اخذ می‌کنند. در حوزه منبع علمی و ماخذ اولیه متون دینی و وحی است. در دانشگاه بیشتر تجربه و عقل و علوم ماخوذ از انسان، محور است البته منافاتی در این خصوص وجود ندارد که در یک چارچوب علومی که از منابع و ماخذ مختلف نشات دارند، همگرا شوند. یعنی علم می‌تواند منابع چندگانه‌ای داشته باشد.

عضو هیات علمی دانشگاه فردوسی گفت: در واقع ایرادی ندارد که این دو علم که در مسیرهای خاص حرکت می‌کنند، یک‌جا هم‌جهت شوند. آنچه که در عمل می‌تواند رخ دهد و تا حدی هم رخ داده این است که علوم ماخوذ از منابع دینی و اسلامی با علوم محض و تجربی می‌توانند با یکدیگر آمیخته شود. این وحدت در مقام نظر به معنای همسویی و هم‌گرا شدن و نیز نزدیک شدن این دو دسته از علوم است. یعنی علوم اسلامی از علوم جدید مدد گرفته و علوم جدید نیز از علوم اسلامی الهام گیرند.

وی افزود: در مقام عمل و کنش‌گری نیز یک نوع همگرایی و همسویی میان عمل حوزویان و دانشگاهیان باید رخ دهد. لذا یک تلقی دیگر از وحدت حوزه و دانشگاه همگرا شدن دانشجو و دانشگاهی با روحانیت است. یعنی روحانیون به عنوان رهبران مذهبی با دانشگاهیان در مقام عمل همسویی پیدا کنند.

معاون فرهنگی و اجتماعی دانشگاه فردوسی تاکید کرد: این مقام عمل می‌تواند در عرصه‌های مختلفی مانند مقام عمل فرهنگی، مقام عمل سیاسی و مقام عمل اجتماعی دیده شده که در تقابل با یکدیگر قرار ندارند و هم‌جهت شوده‌اند. یعنی نیروی اجتماعی حوزه و دانشگاه همسویی در مقام تاثیرگذاری اجتماعی پیدا کنند.

عضو هیات علمی دانشگاه فردوسی تصریح کرد: این کاملا شدنی بوده و تاحدی تحقق یافته است. البته این به این معنا نیست که یکی جای دیگری قرار گرفته و یا عرصه را بر دیگری تنگ کند. اگر این دو مستقل از یکدیگر حرکت کنند، حتما دچار نقصان خواهند شد. علوم دینی و حوزوی اگر بخواهند مستقل از علوم جدید و دستاوردهای جدید خود را تعریف کنند، با شکست روبه‌رو شده و دستاوردی نخواهد داشت.

معاون فرهنگی و اجتماعی دانشگاه فردوسی عنوان کرد: از طرف دیگر اگر علوم جدید نیز خود را بی‌نیاز از علوم دینی ببیند، در شرایطی که ما در یک جامعه دینی زندگی کرده و در بستر یک اجتماع دینی حرکت می کنیم، این نیز نوعی خسران برای جامعه است. ما باید واقعیات فرهنگی و اجتماعی جامعه را در نظر گرفته و در مقام نظر به سمت همگرا کردن این دو دسته از علوم گام برداریم. آنچه که امروزه به عنوان علم دینی مطرح می‌شود، از همین دغدغه ناشی است.

وی با طرح این پرسش که «آیا می‌شود به علوم جدید نوعی سبقه دینی بخشید» گفت: این مناقشه‌ای است که امروزه بین صاحب‌نظران وجود داشته و برخی قایل به این بوده و برخی نیستند. صرف نظر از این مناقشه به نظر می‌رسد می‌شود تلاش‌های عملی روشنی را برای نزدیک کردن این دو دیدگاه انجام داد. یعنی از علوم دینی از طریق عاریت گرفتن از علوم جدید می‌تواند خیلی قوی شود.

یوسفی ادامه داد: مثلا اگر در علم تفسیر قرآن و متون دینی یک مفسر علوم دینی نسبت به دستاوردهای علوم جدید آشنا باشد، فهم عمیق‌تری ایجاد خواهد شد. این بحث در مقام افتا نیز وجود دارد. فقها هم اگر متون دینی تفقه داشته باشند و از دستاوردهای علم جدید در تفقه خود بهره‌ گیرند، می‌توانند تفقه عمیق‌تر و غنی‌تری داشته باشند.

معاون فرهنگی و اجتماعی دانشگاه فردوسی با بیان اینکه عین این وضعیت در سوی دیگر نیز وجود دارد، توضیح داد: یعنی عالمان علم جدید نیز اگر بتوانند از آن ذخیره‌های دینی و وحیانی به درستی استفاده کرده و در تفسیر توحیدی و وحیانی از علم جدید ارایه کنند، این بسیار پذیرفتنی‌تر در جامعه ما خواهد بود. مقام عمل این نزدیکی مقام عمل اجتماعی و سیاسی است. در عرصه اجتماعی نباید در رویکردها و کنش‌های اجتماعی این دو در تقابل باشد.

یوسفی در ادامه این نشست با اشاره به ظرفیت منابع دینی برای ایجاد ارتباط با علوم جدید اظهار کرد: ما معتقدیم که این ظرفیت در منابع دینی وجود دارد که به هر میزانی که تفقه در علم دین صورت گیرد، به همان میزان ناسازاگاری‌های بین علم جدید با علوم دینی کاهش پیدا می‌کند. اما باید این تفقه در دین، در حد اعلا صورت گیرد.

معاون فرهنگی و اجتماعی دانشگاه فردوسی تاکید کرد: اگر در حد اعلا در این دو نوع علم تلاش و تفقه صورت گرفت، در چنین وضعیتی در صورت بروز تعارض باید به نفع متون دینی تفسیر کرد. البته اگر هر کدام از این کارهای عالمانه و تخصصی در این دو علم صورت گیرد، تعارض بین متون دینی و غیردینی بسیار غیرمحتمل است. علی‌الاصول فهم دینی و فهم از علوم جدید نمی‌تواند خیلی با یکدیگر متفاوت باشد چون یکی از منابع شناخت در هر دو سو عقل است. در حقیقت نتایج تفقه در متون دینی متعارض با عقل نیست.

وی اضافه کرد: یک یافته دینی با اصول و بدیهیات عقلی نمی‌تواند در تعارض قرار گیرد.

عضو هیات علمی دانشگاه فردوسی همچنین امکان بروز اختلاف بین عالمان هر دو علم را محتمل دانست و گفت: البته اختلاف نظر در بین عالمان هر دو نوع علم امری بدیهی است. ما نظر عالمان دین را با نظر اسلام نباید یکی تلقی کنیم. یعنی به جای اینکه بگوییم اسلام با یک مساله مخالف است، باید گفت برخی علما با آن مساله مخالفت دارند. نظر من نیز این است که این همگرایی در نظرات عالمان در مقام‌ عمل و نظر باید به وجود آید.

معاون فرهنگی و اجتماعی دانشگاه فردوسی اظهار کرد: ممکن است بین عالمان دینی و عالمان علم جدید اختلاف نظر و اختلاف دیدگاه وجود داشته باشد ولی هنگامی که اراده‌ای باشد که بخواهد این دو به یکدیگر نزدیک شوند و آن را تقریب کنند، کاملا شدنی است. البته این به آن معنا نیست که این دو در یک جایی عین یکدیگر تفکر کنند. اصلا در علوم جدید هم چنین مساله‌ای ممکن نیست و اتفاق نمی‌افتد.

یوسفی با اشاره به راه‌کارهای یجاد وحدت بین حوزه و دانشگاه عنوان کرد: از لوازم این مساله برگزاری گفت‌وگوهای مسمتر و تحقیقات مشترک است. همچنین همکاری‌های بین‌رشته‌ای مستمر نیز به این مساله خیلی کمک می‌کند که از دل آن تدریجا افرادی با دیدگاه‌های تقریبی تربیت شوند. این گفت‌وگو بین عالمان دینی و عالمان علوم غیردینی پیش‌تر نیز اتفاق افتاده و سابقه دارد.

وی یادآور شد: اگر در حد اعلا کوشش و تفقه در علوم دینی و علوم غیردینی صورت گرفته باشد، در صورت بروز تعارض، در چارچوبی که ما در آن زندگی می‌کنیم، باید تفسیر به نفع تفسیر دینی را پذیرفت. البته در حال حاضر ما وضعیتی را نداریم که در این دو علم در حد اعلا تفقه و تلاش‌های عالمانه صورت گرفته باشد تا اصلا اختلاف دیدگاهی رخ دهد.

معاون فرهنگی و اجتماعی دانشگاه فردوسی تصریح کرد: در واقع در یک گفت‌وگوی تقریبی که آن تلاش عالمانه نیز در حد اعلا صورت گرفته است، نهایتا آن نظریه‌ای که مرجعیت بیشتری پیدا می‌کند، ملاک عمل خواهد بود.

یوسفی با بیان اینکه علوم دینی و علوم جدید ذاتا از هم جدا نیستند، گفت: اما ما باید تلاش کنیم و ببینیم که تا چه حد می‌توان در علوم جدید از دریافت‌ها و بینش‌های وحیانی استفاده کرد. مثلا برخی از اندیشمندان تراز اول مانند انیشتین که یک فیزیکدان بی‌نظیر بوده نگاهی وحیانی نیز داشته و تلقی وی از جهان کاملا وحیانی است. این نگاه می‌تواند پرورش پیدا کند.

عضو هیات علمی دانشگاه فردوسی گفت: اگر تلاش در هر دو طرف در حد اعلا تفقه و جست‌وجو در متن و به صورت عالمانه صورت گیرد، اگر تعارضی رخ دهد تکیه بر علوم دینی بهتر از تکیه بر علومی است که عمدتا بر شکاکیت استوار است. احتمال خطا در علوم جدید کاملا پذیرفتنی است. باورهای ناب دینی و آن اطمینان وجود دارد و تردید وجود ندارد چون از منبع وحی است. البته ممکن است در این موضوع اختلاف دیدگاه نیز وجود داشته باشد.

وی در بخش بعدی سخنان خود با اشاره به ایراداتی که در مسیر ایجاد وحدت بن حوزه و دانشگاه وجود دارد، عنوان کرد: البته جامعه ما درگیر کلیشه‌ها نیز بوده و مراد از وحدت حوزه و دانشگاه بیشتر وحدت مناسکی و تشریفاتی است. این باید تبدیل به یک جریان گسترده اجتماعی و مسلط شود و هزاران نفر درگیر این مباحث شوند تا این نزدیکی صورت گیرد. هنوز این اتفاق رخ نداده است.

یوسفی ادامه داد: هم‌اکنون این همسویی در مقام نظر و عمل چندان وجود ندارد. یعنی بین آنچه که الان وجود دارد با آنچه مورد انتظار است، فاصله زیادی دارد.

انتهای پیام